تولد دو تاتون مبارک:)) درسته که تولد میم پریروز بود و تولد پریسا یازده روز دیگه...ولی مبارک! از همین الان تا ته آبان مبارک...
* "آی عینکم شکست!" (عکس العمل میم وقتی چند لحظه پیش بغلش کرده بودم)![]()
* وقت هایی که پتو رو از روی سر پریسا می کشیدم که غلط کردی درس نمی خونی پاشو فارماکو.لوژیت رو بخون....![]()
*اون روزی که کاسه محبوب من رو شکسته بود و عین بچه های دو ساله تیکه هاشو توی کشوش قایم کرده بود.![]()
*اون هفته اولی که اومده بودین این اتاق..من و میم قرار بود شام نخوریم و لاغر شیم! و به خاطر همین پریسا رو انداختیم بیرون و در رو قفل کردیم که توی راهرو سیب زمینی سرخ کرده اش رو بخوره!!( چه بدجنس بودیم ما میم جان!
)
اینکه میم انقدر پایه من ه و هی می سازه و می سازه و الان بوی چسبش داره خفه مون می کنه به جای اینکه بشینه سم شناسی ش رو بخونه!![]()
همه این ها رو دوست دارم...خیلی دوست دارم..![]()
* می دونم یک سال دیگه حسرت روز های خوووب خوابگاه رو می خورم. می دونم.

برچسب:
نویسنده: zeid
برچسب:
نویسنده: zeid
امروز دوستان خوبم یه سایت در زمینه تی شرت محرم دیدم خوشم اومد عکس های تی شرت محرم را از این سایت گذاشتم

تی شرت ماه محرم

خرید آنلاین تی شرت محرم

تی شرت های محرم
برچسب:
نویسنده: zeid

روزای آخر مهر هم گذشت... عید غدیر هم گذشت... و جمعه ...و عصر های دلگیر پاییز ...و روزای دیگه ...
جلسه بی فایده امروز هم گذشت . نشستیم و گفتیم و برخاستیم ...
حس می کنم زنده زنده در گوری دفن شده ام...
برچسب:
نویسنده: zeid